پشت پرده ساخت اولین شارژر ۳۰۰۰ وات پهپاد سمپاش در ایران | مصاحبه با لمپا


اوه اوه! مصاحبه رو سنگین شروع کردی!
قبل از جواب دادن باید یه نکته رو بگم. این پروژه اصلاً کار یه نفر نبود. تقریباً کل مجموعه لمپا درگیرش بود. شبهای زیادی پیش اومد که تا ۳ یا ۴ صبح روی پروژه کار میکردیم. انصافاً هم بیشترین زحمت رو خانم قاسمنتاج کشیدن و اگر قرار بود حق به حقدار برسه الان ایشون باید روی این صندلی نشسته بودن و شما مشغول سوال پیچ کردنشون بودی!
من فقط چون از بقیه بیکارتر بودم قربانی این مصاحبه شدم!
اما در مورد بزرگی پروژه؛ اگه هر چیزی که برای اولین بار اتفاق میافته رو بشه بزرگ حساب کرد، پس فکر میکنم این پروژه هم بزرگه. چون تا جایی که ما میدونیم، این اولین باره که یه شارژر ۳۰۰۰ وات مخصوص باتری پهپادهای سمپاش در ایران طراحی و ساخته میشه.
چرا یه جوری میپرسی انگار رفتیم یه کار خلاف انجام دادیم؟!
ما یه شارژر ۳۰۰۰ وات برای باتری پهپادهای سمپاش ساختیم. البته برای اینکه حق مطلب ادا بشه باید بگم این پروژه حاصل همکاری مجموعه لمپا و شرکت تیکا پروازان شمال بوده.
بخش طراحی بردهای الکترونیکی، نرمافزار و برنامهنویسی با ما بود و بخش مکانیک، بدنه و قسمتهای سختافزاری اصلی رو تیم تیکا انجام داد.
در واقع ما پیمانکار بخشی از پروژه بودیم و تمام حقوق مادی و معنوی این محصول متعلق به شرکت تیکا پروازان شماله. شرکتی که به نظر من یکی از جدیترین و توانمندترین مجموعههای فعال در حوزه پهپادهای کشاورزی کشوره.

عدد دقیقش رو باید از حسابداری پرسید ولی فکر میکنم حدود ۱۰۰ میلیون تومان هزینه تمام شده باشه که کمتر از نمونههای دیگهست. اما موضوع اصلی قیمت نیست.
خیلی از آدمها وقتی یه شارژر میبینن فکر میکنن فقط قراره برق رو بگیره و باتری رو شارژ کنه؛ ولی داستان این شارژر خیلی فراتر از این حرفاست.
تقریباً تمام پارامترهای مهم باتری و فرآیند شارژ قابل تنظیمه. از جریان شارژ و جریان بالانس گرفته تا حداقل و حداکثر ولتاژ هر سلول، محدودیتهای حفاظتی، کنترل دمای باتری، کنترل دمای خود دستگاه، محدودیت جریان ورودی و خروجی، تنظیمات انواع باتریهای مختلف، پشتیبانی از پکهای ۱۲ سل، ۱۴ سل و مدلهای مختلف هایولتاژ.
از طریق نرمافزار میشه وضعیت تکتک سلولها رو مشاهده کرد، اختلاف ولتاژ سلولها رو دید، فرآیند بالانس رو زیر نظر گرفت، لاگ عملکرد دستگاه رو ذخیره کرد و حتی برای شرایط مختلف پروفایلهای شارژ جداگانه تعریف کرد. عملاً کاربر محدود به تنظیمات از پیش تعیین شده نیست و میتونه دستگاه رو دقیقاً متناسب با نیاز خودش تنظیم کنه.
مزیت مهم دیگه تعمیرپذیری دستگاهه. خیلی از شارژرهای خارجی روی بردهای چندلایه و پیچیده ساخته میشن و وقتی خراب میشن عملاً تعمیرشون سخت یا غیرممکنه. ما ادعا نمیکنیم محصولمون خراب نمیشه، ولی حداقل اگر روزی مشکلی پیش بیاد لازم نیست کل دستگاه دور انداخته بشه.
تا جایی که ما بررسی کردیم، شرکتهای خیلی کمی وارد طراحی و توسعه واقعی تجهیزات تخصصی پهپادهای سمپاش شدن.
خیلی از مجموعهها مونتاژ یا استفاده از تجهیزات آماده رو انجام میدن که کاملاً هم طبیعیه، ولی تعداد شرکتهایی که از صفر وارد طراحی الکترونیک، نرمافزار و توسعه محصول میشن خیلی زیاد نیست. برای همین فکر میکنم هنوز جای کار زیادی توی این حوزه وجود داره.

نه، اتفاقاً برعکس.
شاید چون فعالیت رسانهای ما خیلی کم هست این تصور ایجاد شده، ولی بخش قابل توجهی از فعالیت لمپا همیشه پروژههای صنعتی بوده. یکی از تفاوتهای اصلی لمپا با خیلی از مجموعههای آموزشی اینه که ارتباطش با صنعت قطع نشده. ما کنار آموزش، سالهاست پروژههای مختلف الکترونیک، اتوماسیون و نرمافزار انجام میدیم.
فقط مشکل اینجاست که معمولاً انقدر سرمون شلوغه که یا یادمون میره درباره پروژهها محتوا تولید کنیم یا وقتی پروژه تموم میشه دیگه انرژیای برای رسانه و فضای مجازی باقی نمیمونه! اگر بخوام صادق باشم، فعالیت واقعی ما چند برابر چیزیه که توی سایت و شبکههای اجتماعی دیده میشه.
توی حوزه الکترونیک دیگه درسته؟ پروژه قبلی ما بخش الکترونیک و برنامهنویسی نازل هوشمند پهپادهای سمپاش بود که اون هم با همکاری شرکت تیکا ساخته شد. وظیفه نازل ها کنترل سرعت پاشش محلول در زمین کشاورزیه.
قبلتر هم چند دستگاه دیتالاگر تخصصی برای یکی از دانشگاهها طراحی کردیم که برای بررسی دقیق عملکرد پیلهای سوختی استفاده میشد. در واقع پیلهای سوختی نوعی باتری (دستساز/آزمایشگاهی) هستند که کاربردهای مختلفی دارند. کار دیتالاگر این بوده که وضعیت و توان باتری را در شرایط کاری مختلف، مثلاً زمانی که سیستم تحت بار یا فشار زیاد و یا بار کم قرار دارد، اندازهگیری کند.
اما پروژه بعدی... فعلاً روی ادامه همکاری با شرکت تیکا کار میکنیم و یکی از پروژهها ساخت شارژر بنزینیه که متأسفانه فعلاً اجازه ندارم درباره جزئیاتش حرف بزنم. فقط همین قدر بگم که اگر همه چیز خوب پیش بره، احتمالاً پروژه جالبی از آب در میاد.
همزمان هم روی تحقیق و توسعه فلایتکنترلر کار میکنیم؛ قطعهای که عملاً مغز متفکر پهپاده و تقریباً همه تصمیمهای پروازی توسط اون گرفته میشه. فعلاً در مرحله تحقیقاتی هستیم و احتمالا چند سالی زمان ببره ولی از اون پروژههاییه که مدتهاست دوست داریم واردش بشیم.

حدود دو سه ساله که لمپا وارد حوزه خدمات و کسبوکارهای مرتبط با پهپادهای کشاورزی شده. همین فعالیتها باعث شد با شرکت تیکا آشنا بشیم. اول همکاریها بیشتر در حوزه تعمیرات و پشتیبانی بود اما کمکم به توسعه محصولات مشترک رسید. خوشبختانه همکاری خوبی شکل گرفت و تا امروز هم ادامه داره.
جواب کوتاهش اینه که هنوز خیلی راه داریم.
ببینید، پهپادهای نظامی و پهپادهای برقی مدرن دو دنیای متفاوت هستن.
توی بعضی حوزههای نظامی، مثلاً پهپادهای سوختی که بهش اشاره کردید، ایران توانمندیهای خودش رو داره و طبیعتاً این بخش از ماجرا متفاوته. گاهی هم در اینجور مسائل، بحث سر تکنولوژی نیست، بلکه «قیمت تمامشده» و «تعداد» مطرحه. برای مثال، تعداد نیروها در جنگ، یه فاکتور مهم و کاملاً جدا از تکنولوژی سلاحهاست.
اما در حوزه پهپادهای برقی پیشرفته، فرقی نمیکنه نظامی یا صنعتی، کشاورزی و تجاری، هنوز فاصله قابل توجهی با کشورهای پیشرو وجود داره. مشکل فقط ساخت خود پهپاد نیست؛ خیلی از قطعات پایه، سنسورها، سیستمهای ناوبری، کنترلرها و تجهیزات کلیدی همچنان وارداتی هستن. در واقع حتی اگر دانش فنی ساخت رو داشته باشی، همیشه مسئله تأمین قطعات و زیرساخت تولید وجود داره.
چرا، چرا نتونیم؟ هیچ کاری نشد نداره.
ولی باید قبول کنیم توسعه فناوری فقط با شعار اتفاق نمیافته. این موضوع نیاز به زیرساخت، سرمایهگذاری، ارتباط با بازار جهانی، دسترسی به فناوریهای روز و همکاری بینالمللی داره.
امروز حتی پیشرفتهترین کشورهای دنیا هم همه چیز رو خودشون تولید نمیکنن. پیشرفت تکنولوژی یه کار تیمیه؛ فقط این تیم این بار به جای چند نفر، مجموعهای از کشورها، شرکتها و دانشگاههاست. هر کشوری که ارتباط بهتری با دنیا داشته باشه، راحتتر میتونه دانش، قطعات، بازار و سرمایه جذب کنه و طبیعتاً سریعتر رشد میکنه.
کار پر چالشی بود. اولین چالش، زمان بود؛ در زمان نسبتاً کوتاهی باید ۱۰ سری از این شارژر رو میساختیم، تستهای سنگین روش میگرفتیم و به مشتری تحویل میدادیم.
دومین چالشمون، بازار قطعات الکترونیکی در ایران بود. عملاً ما همه قطعات رو از چین سفارش دادیم. بازار قطعات در ایران بسیار محدود هست؛ احتمالاً به این دلیل که واردات گسترده از چین باعث شده دیگه ساخت دستگاههای الکترونیکی صرفه نداشته باشه. این موضوع میتونه نشونهای از این باشه که پیشرفت الکترونیکی کشور تقریباً متوقف شده و این قطعات دیگه بازار ندارن که وارد نمیشن؛ وگرنه وارد کردنش کار سادهای هست اگر بازار فروش داشته باشه.
سومین چالش بزرگمون، جنگ بود. با شروع جنگ، گذشته از اینکه بخشی از خرید ما از چین در امارات گیر کرد، علاوه بر اون اینترنتها قطع شد و کار تحقیق و توسعه برامون خیلی انرژیبر شد. بعد از مدتی، با اینکه میتونستیم اینترنت پرو بگیریم، ولی با خرید ویپیان گیگی کار رو پیش بردیم.
خلاصه شرایط جنگی، زمانمون رو چند برابر کمتر کرد و انرژی مورد نیاز برای کار رو چند برابر بیشتر. فکر میکنم خیلی از کسبوکارها صدمه دیدن؛ صدمههایی که دیگه در آینده ایران جبران نمیشه و متأسفانه باعث شد در تکنولوژی، بیش از اونچه که عقب بودیم، عقب بیفتیم.
ما این پروژه رو بیشتر از اینکه یه محصول بدونیم، یه نقطه شروع میبینیم. هنوز کلی ایده هست که دوست داریم پیاده کنیم و کلی چیز هست که باید یاد بگیریم.
فقط امیدواریم چند سال بعد وقتی به عقب نگاه میکنیم، این شارژر ۳۰۰۰ وات یکی از اولین قدمهای یه مسیر طولانی بوده باشه، نه آخرش.
ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتین.



0 دیدگاه